فصل بيستم‌


عصر اوريباسيوس‌
(نيمهٴ دوم سدهٴ چهارم‌)

الف‌. نظري به علم در نيمهٴ دوم سدهٴ چهارم‌. ب‌. زمينهٴ ديني‌. ج‌. فلسفهٴ هلنيستي و هندي‌. د. رياضيات و نجوم‌ هلنيستي‌، رومي‌، يهودي و چيني‌. ه . فن‌آوري رومي و چيني‌. و. تاريخ طبيعي و مزرعه‌داري رومي و هلنيستي‌. ز. جغرافياي رومي و هلنيستي‌. ح‌. طب هلنيستي و رومي‌. ط. تاريخ‌نويسي رومي‌. ي‌. قانون رومي‌.

الف‌. نظري به علم در نيمهٴ دوم سدهٴ چهارم‌

1. كشمكش ميان آرمان‌هاي مسيحيت و شرك‌، كه در فصل گذشته از آن سخن گفتيم‌، به‌ بهترين صورتي در روح امپراتور يوليان -- يوليان مرتد -- منعكس شده بود. شخصيت يوليان‌ براي مورخ و روان‌شناس به يك اندازه جالب است‌، ولي ما نمي‌توانيم او را در مركز تصويرمان‌ قرار دهيم‌. يوليان‌، هم‌چنان كه خود مي‌خواست‌، حداكثر يك فيلسوف بود؛ او را نمي‌توان‌ دانشمند ناميد؛ مسلماً او به علم توجه خاصي نداشت‌. ولي عصر او، كه در موارد ديگر سخت‌ فقير بود، در زمينهٴ طب فعاليت عظيمي داشت و برجسته‌ترين طبيب اوريباسيوس‌، دوست‌ يوليان بود. از اين رو كاملاً مناسب خواهد بود كه اين عصر را به نام اوريباسيوس بناميم‌.

2. زمينهٴ ديني‌. برخي از بزرگ‌ترين آباي كليسا متعلق به اين دوره‌اند، شوراي نيقيه (325) -- نخستين شوراي جهان مسيحي -- به فعاليت متكلمان مسيحي وسعت چشم‌گيري بخشيد، و اعتراف به وجود بدعتگذاري در مسيحيت و بيم از آن‌، انتظام بخشيدن به آيين مسيحي را تسريع كرد. آباي كليسا در اصل علاقه‌اي به علم نداشتند، ولي ناگزير بودند به مقدار كافي‌ معلومات علمي به دست آورند تابتوانند استدلالات مشركان را رد كنند و به تأويل نخستين‌ فصل سفر تكوين بپردازند. لازم بود جهان‌شناسي كتاب مقدس توجيه شود و در نتيجه‌، معارف‌ يوناني تا جايي كه با موازين مسيحي سازگار باشد جذب گردد. شش روز باسيل كبير بر آثار آباي‌